تبليغاتX
گل بارون زده
 الو سلام کسي اونجا نيست ؟؟؟ مگه اونجا خونه ي خدا نيست ؟ پس چرا کسي جواب نميده ؟ يهو يه صداي مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صداي يه فرشته ... - بله با کي کار داري کوچولو ؟ خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده --بگو من ميشنوم. کودک متعجب پرسيد : مگه تو خدايي ؟ من با خود خدا کار دارم ... --هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره ؟؟؟ --فرشته ساکت بود . بعد از مکثي نه چندان طولاني گفت نه خدا خيلي دوستت داره. --مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روي گونه اش غلطيد و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما ... بعد از چند لحظه هياهوي سکوت شكسته شد : ندايي صدايش در گوش و جان كودك طنين انداز شد : *بگو زيبا بگو. *هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو ... ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد و گفت : خدا جون خداي مهربون، خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... *چرا ؟ *ولي اين مخالف با تقديره. *چرا دوست نداري بزرگ بشي؟ آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟ نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟ نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن. مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نيستيم؟ پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد ؟! خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک : *آدم ، محبوب ترين مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه ، * کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت. *کاش همه مثل تو مرا براي خودم و نه براي خودخواهي شان ميخواستند. دنيا خيلي براي تو کوچک است ... بيا تا براي هميشه کوچک بماني و هرگز بزرگ نشوي ... و کودک کنار گوشي تلفن، درحالي که لبخندي شيرين بر لب داشت در آغوش خدا به خوابي عميق و شگفت انگيز فرو رفته بود "

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:44 |

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. 
او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد. 
آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود:

 

« من آدم تاثیرگذارى هستم.»


سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت. 
آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند. 
یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد. و دو روبان دیگر را به او داد و گفت:

ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید. 
مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رییسش که به بدرفتارى با کارمندان زیر دستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او را به خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند. 
رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند. 
رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رییسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت:

لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید. 
مدیر جوان به رییسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد. 
آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١
۴
 ساله‌اش نشست و به او گفت:

امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد. 
می‌توانى تصور کنی؟

او فکر می‌کند که من یک نابغه هستم!

او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود:

«من آدم تاثیرگذارى هستم.»

سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم. 
مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم. 
امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى. 
تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد. 
پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت:

« پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید.» 
من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است
.  پدرش از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد. 
فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند. 
مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد... یکى از آن‌ها پسر رییسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند. 
و به علاوه، بچه‌هاى کلاس
 ، درس با ارزشى آموختند:

« انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد. »

همین امروز از کسانی که بر زندگی شما تاثیر مثبت گذاشته‌اند قدردانی کنید. 
یادتان نرود که روبان آبی را از طریق ایمیل هم می‌توان فرستاد!


 

اميد سروش از زاهدان
Omid_soroosh_ z@yahoo.com
bYe

 

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:41 |

ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!

 
بعضی وقت ها چیز های کوچک اعصاب ما را بی خودی و زیادی خورد می کنند. بعضی ها هم کلآ این اخلاق را دارند که هر مشکلی را فاجعه ببینند و فقط دنبال بهانه می گردند برای ناراحت بودن. چیز هایی که واقعآ چند ساعت هم اهمیت ندارند چه برسد به ده سال! وقتی واقعآ تاثیر بدی در زندگی دراز مدت شما نخواهند داشت چرا باید بی خود روز خود و اطرافیان تان را تلخ کنید؟

ده مورد زیر شاید امروز اهمیت داشته باشند ولی ده سال دیگر آنها را حتی به یاد هم نخواهید آورید:

1- غلط املایی در پستی که نوشتید!

2- عوضی ای که امروز تو خیابون موقع رانندگی بهتان فحش داد!

3- لنگه جورابی که وقتی مادر زن تان آمد روی دسته صندلی آشپزخانه بود!

4- خروجی ای که توی اتوبان رد کردید!

5- کتاب هایی که سه روز دیر به کتابخانه پس دادید!

6- رفتن برق وقتی داشتید برنامه مورد علاقه تان را تماشا می کردید!

7- کامنتی که زیر پست درد دل های شما داشتن «وب خوب» را به شما یادآوری می کند و درخواست تبادل لینک می کند!

8- هزار تومان اضافه ای که اشتباهی به راننده تاکسی دادید!

9- بچه ای که بهتان زبان درازی کرد!

10- خراشی که موقع اصلاح روی صورت تان افتاد!

حالا مواردی را بخوانید که ده سال دیگر از اینکه امروز یا این روز ها آنها را انجام داده اید خیلی خوشحال خواهید شد:

1- نوشتن ایده ها و هدف های تان!

2- کار کردن در ساعاتی از روز که بیشترین انرژی و کارایی را دارید!

3- گفتن «دوستت دارم» به همسر و فرزندانتان!

4- خوردن کلی میوه و سبزیجات!

5- نیم ساعت پیاده روی ، طلوع آفتاب ، هوای صبح ، ورزش!

6- زود بیدار شدن برای کار کردن روی چیزی که واقعآ برای تان مهم است!

7- وقت گذاشتن برای یاد گرفتن یک حرفه تازه یا به روز کردن اطلاعات فعلی تان!

8- وقت گذاشتن برای خودتان ، برای فکر کردن ، برای آرامش!

9- دادن یک تست کامل پزشکی!

10- ترک یک عادت بد! ، ترک سیگار!

نظرتون چیه؟ با خودتان رو راست باشید! یک لحظه فکر کنید. ده سال دیگر ، سال 1398 به کدام یکی فکر می کنید؟ لنگه جورابی که توی آشپزخانه بود؟ خروجی اتوبان؟ یا کم کاری های بزرگی که در راه رسیدن به اهداف تان کردید؟

به جای اینکه خودتان را بی خود نگران چیز های کوچکی کنید که یکی دو روز بعد فراموش می کنید روی اهدافی تمرکز کنید که در دراز مدت باعث موفقیت و رضایت شما از زندگی می شوند.

**

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:40 |

راز عشق

 

 

 

 

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،

با احترام به نظریاتش گوش کن.

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

 

 

 

راز عشق در این است که

به یکدیگر سخت نگیرید.

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است

راز عشق در خوش مشربی است.

شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن

مراقب شوخی هایت هم باش.

شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن

نیت باشد ،نه نیشدار.

راز عشق در این است که

در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید

راز عشق در این است که

در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید،

تا همواره علی رغم همه اشتباهات،

تشنه رسیدن به کمال باشید،

چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان،

سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند

راز عشق در این است که

هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،

لبخندی از روی محبت.

نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.

 

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:39 |

طنز دانشجویی

 

سلام

 

من توضیحی براش ندارم خودتون بخونید

 

 

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود

كنكور = گذرگاه كاماندارا

دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه

خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13

بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها

امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی

امتحان میان ترم = زنگ خطر

امتحان پایان ترم = آوار

لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

مسئولین دانشگاه = گرگها

استادان = این گروه خشن

اشپزخانه = خانه عنكبوت

رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی

پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر

دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد

دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید

دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته

پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ

مرگ استادها = جلادها هم میمیرند

محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی

استاد راهنما = مرد نامرئی

كمك هزینه = بر باد رفته

درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم

دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان

برخورد استادان = زن بابا

اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت

شب امتحان = امشب اشكی میریزم

تقلب در امتحان = راز بقا

یادگیری = قله قاف

دانشجوی معترض = پسر شجاع

دكتر بهداری = گله بان

تربیت بدنی1 = راكی

تربیت بدنی2 = راكی

خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار

انصراف = فرار از كولاك

تصییح ورقه امتحان = انتقام

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری

آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ

هیئت علمی = سامورا یی ها

رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش = هزاردستان

معاون اموزش = دزد دریایی

برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند

 از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:33 |

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

 

                                      آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

                                           لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

                                            دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

                                       با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

                                      پروانه های مرده با هم فرق دارند

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 8:31 |
با سلام

ممنون که به وبلاگم سر زدین

حلول ماه مبارک رمضان را به تمامی عزیزان تبریک می گویم.

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:45 |

از خانه بيرون مي زنم اما كجا امشب                                   شايد تو مي­خواهي مرا در كوچه­ها امشب

پشت ستون سايه ها روي درخت شب                                  مي جويم، اما نيستي، در هيچ جا امشب

مي­دانم آري نيستي، اما نمي­دانم                                             بيهوده ميگردم به دنبالت، چرا امشب؟

هر شب تو را بي جستجو مي يافتم اما،                            نگذاشت بي خوابي به دست آرم تو را امشب

ها...سايه اي ديدم شبيهت نيست اما، حيف                              ايكاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز                                 بشكن قرق را ماه من بيرون بيا امشب

گشتم تمام كوچه­ها را، يك نفس هم نيست                               شايد كه بخشيدند دنيا را به ما امشب

طاقت نمي آرم، تو كه مي داني از ديشب                              بايد چه رنجي برد باشم، بي تو، تا امشب

اي ماجراي شعر و شب هاي جنون من                                    آخر چگونه سر كنم بي ماجرا امشب

محمد علي بهمني

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:43 |
آنان كه عاشقند و دوست دار يار

 
 راز عشق در تواضع است
اين صفت به هيچ وضع نشانه تظاهر نيست
بلکه نشان دهنده احساس و تفکر قوي است ـ ميان دو نفري که يکديگر را دوست دارند ـ تواضع مانند جويبار آرامي است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد

 راز عشق در احترام متقابل است
احساسات متغير اند امااحترام دو نفر ثابت ميماند
اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است
با احترام به نظريات اش گوش کن
احترام باعث ميشود که او بتواند خودش باشد

 راز عشق در اينست که
به يکديگر سخت نگيريد
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است

 راز عشق درين است که
هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کن
نگذار که جويبار محبت از کمي باران بخشکد

 راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟
 راز عشق در اين است که
رابطه تان را مانند يک باغ با محبت تزئين کنيد
بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را بکار که زيبائي ـ برويد
ضمناً فراموش مکن که باغ را بايد هرس کرد
مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود
براينکه عشق همواره با طراوت بماند بايد به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد

 راز عشق در خوشي مشربي است
شوخي با ديگران را فراموش نکن در ضمن مراقب شوخي ها ات باش
شوخي نا پسند نکن ـ شوخي بايد از روي حسن ونيت باشد نه نيشدار

 راز عشق در اين است
که مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي و صبر کني تا خون سرد را دو باره بدست آوري
با اينکه احساس جلوه الهام است اما شخص اعصباني نمي تواند چيز ها را با وضوع درک کند
قلبت را آرام کن
تنها به اين وسيله است که مي تواني چيزها را آنگونه که هستند دريابي

 راز عشق در اين است که
طرف مقابل ات را تحسين کني
هرگز با فرض اينکه خودش اين چيز ها را مي داند از تحسين غافل نشو
مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت بگويي دوستت دارم
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند

 راز عشق در اين است كه
که بيشتر با نگاه حرف بزني زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني مثل آن است که پنجره ها را با پرده زيبايي بيارايي و به خانه گرمي و جذابيت بخشي

 راز عشق در اين است که
وقتي پيشنهادي به ذهنت ميرسد براي نياز خودت به بيان آن فکر نکني ـ بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني
اگر لازم بود حتي ماه ها صبر کن تا آماده گي شنيدن آنچه را که ميخواهي بگوئي پيدا کند

 راز عشق در اين است که
هيچکدام خود را معلم ديگري ندانيد
به عبارت ديگر از اينکه ميتوانيد از يکديگر ياد بگيريد سپاسگذار باشيد

 راز عشق در اين است که
در سکوت دست يکديگر را بگيريد ـ
کم کم ياد ميگيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد

 راز عشق در اين است که
شريک زندگي ات را با طناب نياز مبند ـ
گياه هنگامي رشد که آزادانه از هوا ونور آفتاب استفاده کند ـ

 راز عشق در اين است که
به عشق بيشتر از يکديگر احترام بگذاريد ـ
زيرا عشق هديه ازلي خداوند است ـ

 راز عشق در اين است که
هنگام سوء تفاهم فقط به اين فکر نکني که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است ـ

 راز عشق در اين است که
از يکديگر انتظارات بي جا نداشته باشيد
ذهنيت را بر ارزشهائي متمرکز کن که شما را به يکد يگر نزديکتر ميکند ـ
نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد
 راز عشق در اين است که
حس تملک را از خود دور کني
در حقيقت هيچ کس نمي تواند مال کسي شود ـ
در عوض به راه حلي فکر کني که در آينده از بروز چنين سوء تفاهم هايي جلوگيري کني

 راز عشق در اين است که 
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان بگذاريد
عشقت را ببخش

 

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:42 |

اگر شما از چیزی ناراضی هستی –اگر چیز خوبی بوده و شما مایل هستید انجامش دهید . اما موفق نمی شوید –همین حالا صبر کنید.

اگر کارها خوب پیش نمی روند ، فقط دو حالت و توضیح وجود دارد.

یا پشتکار و استقامت شما در حال آزمایش می باشد و یا شما باید راهتان را تغییر دهید. برای کشف این مطلب که کدام یک از این دو گزینه صحیح است –چرا که اعمالی متضاد هستند- از سکوت ودعا استفاده کنید. در طی مدت کوتاهی کارها و مسائل بشکل اسرارآمیزی روشن و واضح خواهند شد تا آنکه شما از نیروی کافی برخوردار شوید . پس از آنکه تصمیم تان را گرفتید. آن گزینه دیگر را کاملاً فراموش کنید . به راهتان ادامه دهید ، برای آنکه خداوند ، خدای شجاعان است.

دومینگوز سابنیو می گوید:

همه چیز به پایان خوشی ختم می شود . اگر کارها خوب پیش نمی رود ، برای آن است که شما به پایان نرسیده اید.

  

از روحتان بپرسید که او تمایل به انجام چه کاری دارد. هنگامی که روح انسان مطابق و موافق خواسته هایش همراهی می کند. در آن موقع خداوند از انسان خشنود و راضی می گردد.

 

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:42 |

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست.این دل با نگاهی سرد پرپر می شود
----------------------------------
نشد ز عشق برای همیشه دور بمانم.....شکوه چشم تو نگذاشت با غرور بمانم
------------------------------------
هر آغازی را پایانی است...صد حیف که آغاز عشق تو پایان عمر من است
------------------------------
دوستی گر بین ماست. به خاطر قلبهاست.قلب تو گر آهن است. قلب من آهنربا است
---------------------
میدونی تک زنگ یعنی چه؟
T: ta
A: akhare
K: khate
Z: zendegi
A: asheghe
N: negahe
G: ghashangetam
---------------------------------------
خواهم تو را پنهان كنم در گوشه از قلب خود آيا قبولش مي كني اين كلبه ويرانه را
----------------------------------------
عشق پلي است براي وصل به دلدار عشق سکوي پرواز دو کبوتر است دو کبوتر عاشق که بتوانند با هم زندگي را بسازند و از بودن با هم احساس خوشبختي کنند. به اميد روزي که همه به محبوب خود برسد
---------------------------
آن زمان كه لب و زبانت لغتي نمي يابند تا حرف دل را باز گويندتا لحظه ها را توصيف كنند.چشم زيباترين پاكترين صادقانه ترين وبهترين نگاهش را كه پرمعناترين سخن است به تو هديه ميدهد
--------------------
من در سرماي صندلي زنگ زده ام حل شدم،تو به من خنديدي ومن ناشيانه دلتنگي هايم را بر سطح سرد آسفالت خيابان ريختم وپس از آن از من ، تنها يك خط ممتد بر جاي ماند…تا ابد…..
------------------
من دلتنگ بودم تعبير سکوت گيجم کرد. ديدم که درخت هست. وقتي که درخت هست پيداست که بايد بود و رد روايت را تا متن سپيد دنبال کرد . تو هم با من بمان ، من و تو تنها با هم به حقیقت مي رسيم.
------------------------
سروده هاي عاشقانه ام را دور ريختي تنها به جرم اينكه جسورانه اعترافشان كرده
بودم

---------------------------

زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .
--------------------------
چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن نيست.
--------------------------------------
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
--------------------------------------
هنگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور ''قلبش '' مي گذارد نه دور سرش
-----------------------------------
براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
------------------------------
آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .
----------------------------------
دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد .
--------------------------------
ثروتمند كسى نيست كه بيشترين ها را دارد؛بلكه كسى است كه به كمترين ها نياز دارد
--------------------------------------
درعالم دوچيزازهمه زيباتر است: آسمان پرستاره و وجداني آسوده
--------------------------------------
دليل موفقيت برخي از افراد انجام دادن کارهايي است که ديگران از انجام دادن آن سر باز ميزنند
-------------------------------
خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد ، اما آن را در داخل لانه اش نمي اندازد
----------------------------------
گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت آينده کتابي است که اکنون توسط تو نوشته مي شود بکوش تا انچه را مي نگاري بعد ازخواندنش لذت ببري..
----------------------------------
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند،به دنبالش برويد،اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد.
--------------------------
مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنن
مغزهاي متوسط درباره حوادث
مغزهاي کوچک درباره مردم
---------------------------------
تا حالا سوراخ جوراب پاي مورچه رو ديدي دلم برات اونقدر شده
-------------------------
هر وقت قادر به شمردن قطرات بارون شدي اونوقت مي فهمي که چقدر دوست دارم?
-----------------------------------
چرا دخترا با 1000 اميدو آرزو با يه1 پسر دوست ميشن..اما پسرا با 1 آرزو با 1000تا دختر?
--------------------------------------------
زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
---------------------------------
هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم
--------------------------------------

در زندگی مشو مدیون احساس کسی ،تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی

----------------------------

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:41 |

کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند....طوطی شکایت کرد و خداوند او را زیبا آفرید.....

 

ولی کلاغ گفت:"هر چه از دوست رسد نیکوست".....

 

و نتیجه آن شد که میبینی.....طوطی همیشه در قفس.....و کلاغ همیشه آزاد......

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:41 |

دلم براي کسي تنگ است

که آفتاب صداقت را

به ميهماني گل هاي باغ مي آورد

و گيسوان بلندش را

                   - به باد ها مي داد

و دست هاي سپيدش را

                   به آب مي بخشيد

دلم براي کسي تنگ است

که چشمهاي قشنگش را

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

 

دلم برا ي کسي تنگ است

که همچو کودک معصومي

دلش براي دلم مي سوخت

و مهرباني را

          - نثار من مي کرد.

دلم براي کسي تنگ است

که تا شمالي ترين شمال

و در جنوب ترين جنوب

هميشه در همه جا

                   -آه با که توان گفت

که بود با من و

-        پيوسته نيز بي من بودچ

و کار من ز فراقش فغان و شيون بود

کسي که بي من ماند

کسي که با من نيست

کسي .....

-        دگر کافي ست

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:40 |
هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا بدان اهميت نمي دهي.... درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد .... هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري... هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا مي شوي... هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري.... هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است .... به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني.... قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري

 

 يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 

عاشقانه :

اگر پادشاه عالمي باز هم گداي مادري

حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده وخاموش توام

 

.

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.. 

.

پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر كوچكم اين را پرسيد♥ من به او خنديدم♥ كمي آزرده و حيرت زده گفت♥ روي ديوار و درختان ديدم♥ بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥ مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥ بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا دارد

 

.

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده

.

پروانه به شمع بوسه زدو بال وپرش سوخت... بيچاره ازاين عشق فقط سوختن آموخت .... فرق منو پروانه در اين است ...پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت (تقديم به دل سوختگان

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:40 |

ماه اگه تو رو ببينه کلي منت ميکشه
 جلوي آينه نرو آينه خجالت ميکشه

 
 
پيش گلدونا نرو به چشمات عادت ميکنن
 همين الانم دارن به من حسادت ميکنن
 
 نرو بيرون از خونه آدما عاشقت بشن
 نميدونن چقدر راهه تا لايقت بشن

 
 
ديگه دوست پيدا نکن يه وقت منو گم ميکني
  
بعد ميگم شايد داري بهم ترحم ميکني
 
 به کسي نگاه نکن آدما طاقت ندارن
 عاشق چشات ميشن ولي محبت ندارن

 
 
وقتي مهموني ميري موتو پريشون نکني
 بچه هاي مردمو يه وقتي مجنون نکني

 
 
حوصلت که سر ميره نرو کنار پنجره
 که نگن دوباره اين واسه کسي منتظره

 
 
هرکي گفت دوست داره يه وقت باور نکني
 هرچي کاشتم توي اين سالا تو پرپر نکني

 
 
واسه هيچ کسي غير من يه وقت ناز نکني
 دوتا بال دادن بهت يه موقع پرواز نکني

 
 
تو مسير زندگي يه وقتي تنهام نذاري
 
نرسيدم به نگاه عاشقت جام نذاري
 
 
تو به باغچه آب نده امشب شايد گل بکنه
 فردا که نيستي نمي تونه تحمل بکنه

 
 
زير بارون نريا ظرفيتش خيلي کمه
 فکر نکن هرکي مي گه عاشقه مثل منه

 
 
ماه اگه دلش شکست يه وقت نري کمک
 نکنه يادت بره تنهاييهاي پسرک

 
 
هوس گردش دنيا نکني نري سفر
 که منم مجبور بشم بهت بگم منو ببر

 
 
فانوس چشماتو تو کوچه ها روشن نکني
 قلباي آدمارو مثل دل من نکني

 
 
عاشق کسي نشي يه وقت من از يادت نرم
 
نکنه ديگه نري سراغ شعر دفترم
 
 
بودنت با من واسه قلب تو دردسر نشه
 
شعراي من پيش چشماي تو بي اثر نشه
 
 
نکنه با حرف عاشقانه اذيتت کنم
 تو رو وادار به شکفتن محبتت کنم

 
 
کاش ميشد فقط يه بار چه توي خواب چه بيداري
 واسه دلخوشيم يه جور ميگفتي دوسم داري

 
 
کاش ميشد اسم منو بيشتر از اين صدا کني
 من نگاهت ميکنم تو هم به من نگاه کني

 
 
به گلا نگا نکن بذار که زندگي کنن
 بذا با خيال عشقت رفع تشنگي کنن

 
 
به سوالاي عجيب آدما جواب ندي
 
از کسي نامه نگيري منو باز عذاب ندي
 
 
اگر از من کسي رو ديدي که مهربونتره
 اسمشو که مي ياري برق از نگاهت مي پره
 
 ولي خسته كه شدي بيا دلم منتظره
 دلتو بهش بده اگردیدی عاشق تر

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:39 |

ما را باش خيال مي کرديم هميشه يکي را داريم يکي که به وقت گريه سر روی شانه هاش بذاريم. ما را باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمان هست ميان اين همه وحشت توي اين کوچه بن بست. ما را باش دل به کي بستيم چشم به راه کي نشستيم. ما که واسه خاطر تو قرق ماه را شکستيم وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت تازه فهميدم چه آسان چشم تو به من دروغ گفت. هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟ تو به فکر من نبودي توي گرگ و ميش مهتاب
---------------------------------------------

ديگر براي ساختن حادثه مجالي نيست
ديگر براي زندگي حس و حالي نيست
من براي با تو بودن به هر دري زدم
ديگر براي به تو بودن راهكاري نيست
سر و پا عشق هستم عشق به تو اما
ديگر آن عشق بيش از اين علامت سوالي نيست
دلم شد گهواره خون از دوري تو
ديگر از دوري تو در من جاني نيست
شب و هر شب دعا كردم بهر وصال
ديگر بهر وصال جز دعا مرا كاري نيست
اميد داشتم . اميد رسيدن به تو
ديگر بي تو و بي اميد جز مرگ مرا حال نيست
-------------------------

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم افسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟

---------------------------

اینو یادت باشه : انسان باش و انسانیت کن....اگه خیلی برات سخته حداقل آدم بودن رو تمرین کن

------------------------

بودنت یه جور عذابم می ده... نبودنت یه جور...... تو این دنیای ناجور دوستت دارم بدجور

----------------------

هیچ وقت به چشمات راز دلت را نگو...چون راز نگه نمی دارد و گریه می کند

----------------------------------

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:39 |
هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو
خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

 

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

 به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد....

دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم

 عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

 زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

 ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بياموزي

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

+ نوشته شده توسط منا در جمعه 1388/05/30 و ساعت 10:38 |
معانی نام کشورهای جهان !

ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)

آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش)

آرژانتین: سرزمین نقره

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن (نام نبیره ی نوح
(ع))

ازبکستان: سرزمین خودسالارها

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

اسرائیل: جنگیده با خدا

افغانستان: سرزمین قوم افغان

السالوادور: رهایی بخش مقدس

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی

انگلیس: سرزمین قوم آنگل

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)

ایسلند: سرزمین یخ

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان

+ نوشته شده توسط منا در چهارشنبه 1388/04/03 و ساعت 12:35 |

سالاد ماکارونی و نوشیدنی مخلوط میوه

سالاد ماکارونی و نوشیدنی مخلوط میوه
خیلیها برای مهمانی سالاد ماکارونی را می پسندند و این روش بهترین سالاد ماکارونی است.
ماکارونی فرمی را مطابق دستور بسته می پزیم سپس آنرا آبکش می کنیم تا سرد و کل سبزیجات و ماکارونی فرمی را درون کاسه ای با هم مخلوط می کنیم دقت کنید لوبیا سبز پخته شده باشد و در کاسه ای شوید پنیر تبریزی سس هزار جزیره آب لیمو و سرکه را مخلوط کرده و به سالاد اضافه نمایی و آرام آرام مخلوط کنید نوشیدنی سرشار از ویتامین C و ویتامین A می باشد
پودر ژله کمک به جلوگیری از پوکی استخوان می کند کل مواد را درون مخلوط کن ریخته فراموش نکنید که آب و یخ را هم مخلوط کنید این نوشیدنی رنگ زیبایی دارد

گوجه فرنگی....................................................................  5 عدد
ماکارونی فرمی ................................................................1 بسته
لوبیا سبز....................................................................... 400 گرم
کنسرو قارچ مهرام............................................................ 1 قوطی
شوید خشک ..............................................................1 ق.غ سرپر
پنیر تبریزی 150.......-200 گرم
سس هزار جزیره مهرام به مقدار لازم
آب لیمو 5 ق.غ
سرکه  5 ق.غ
نوشیدنی
هویج 2 عدد
پرتقال  1 عدد
 پودر ژله 1 بسته

 

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:24 |

آیا می‌دانید داغ‌ترین نقطه زمین در دالول اتیوپی است كه دمای هوا در سایه 94 درجه است.


آیا می‌دانید 1 لیتر سركه در زمستان سنگین تر از تابستان است.


آیا می‌دانید 60 درصد از ماهواره‌های جهان نظامی و 40 درصد بقیه غیرنظامی است.


آیا می‌دانید در هر ثانیه 5000 بیلیون بیلیون الكترون به صفحه TV برخورد می‌كند تا تصویر را ایجاد كند.


آیا می‌دانید یك بیلیون برابر با میلیون ضرب در میلیون است.


آیا می‌دانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت 1 به 64 میلیارد است.


آیا می‌دانید یك گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریباً 1 میلیون گالن آب تمیز را آلوده كند.


آیا می‌دانید خوردن 1 سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود.


آیا می‌دانید قدیمی‌ترین آدامسی كه جویده شده، متعلق به 9000 سال پیش بوده است.


آیا می‌دانید اسكیموها هم از یخچال استفاده می‌كنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن.


آیا می‌دانید جویدن آدامس هنگام خرد كردن پیاز، مانع از اشك‌ریزی شما می‌شود.


آیا می‌دانید در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.

 


آیا می‌دانید به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.


آیا می‌دانید هیچ كس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود.


آیا می‌دانید سس كچاپ در سال 1830 به عنوان یك دارو به فروش می‌رفته است.


آیا می‌دانید لئوناردوداوینچی 10 سال طول كشید تا لب‌های مونالیزا را نقاشی كند.


آیا می‌دانید وقتی پاهایت را آرام بالا بیاوری و به پشت بخوابی در ماسه فرو نمی‌روی.


آیا می‌دانید اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!


آیا می‌دانید یك انسان 8 ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.


آیا می‌دانید سالی 500 شهاب سنگ به زمین برخورد می‌كنند.


آیا می‌دانید خورشید روزی 000/126 میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.


آیا می‌دانید كوچك‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یك بیست هزارم یك تار مو است (نانو).


آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و كسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر كرد.


آیا می‌دانید 56 درصد افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند.


آیا می‌دانید برای تولید 1 لیتر بنزین 5/23 تن گیاه در گذشته مدفون شده است.

 
+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:23 |

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم

خلق می دانند و من انکار ایشان می کنم

 

عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید
از غم رسوا شدن سر در گریبان میکنم
دست عشقت بند زرین زد به پایم این زمان
کاین سیه کاری به موی نقره افشان میکنم
سینه پر حسرت و سیمای خندانم ببین
زیر چتر نسترن آتش فروزان میکنم
دیده بر هم مینهم تا بسته ماند سر عشق
این حباب ساده را سرپوش طوفان میکنم
این من و این دامن و این مستی آغوش تو
تا چه مستوری من آلوده دامان میکنم
دست و پا گم کرده و آشفته می مانم به جای
نعمت وصل تو را اینگونه کفران میکنم
ای شگرف، ای ژرف، ای پر شور، ای دریای عشق
در وجودت خویش را چون قطره ویران میکنم
تا چراغانی کنم راه تو را هر شامگاه
اشک شوقی نو به نو آویز مژگان میکنم
زان نگاه کهربایی چاره فرمان بردن است
هر چه میخواهی بگو آن میکنم آن میکنم

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:23 |

فرق بین آسان و مشکل (انگلیسی فارسی ) جالب


Easy is to dream every night.
Difficult is to fight for a dream...

خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است.

Easy is to show victory.
Difficult is to assume defeat with dignity...

نشان دادن یپروزی آسان است.
قبول کردن شکست مشکل است.

Easy is to admire a full moon.
Difficult to see the other side...

حظ کردن از یک ماه کامل آسان است .
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است.

Easy is to stumble with a stone.
Difficult is to get up...

زمین خوردن با یک سنگ آسان است .
ولی بلند شدن مشکل است.

Easy is to enjoy life every day.
Difficult to give its real value...

لذت بردن از زندگی آسان است.
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.


Easy is to promise something to someone.
Difficult is to fulfill that promise...

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است .
ولی وفای به عهد مشکل است.

Easy is to say we love.
Difficult is to show it every day...

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است .
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است .

Easy is to criticize others.
Difficult is to improve oneself...

انتقاد از دیگران آسان است.
ولی خودسازی مشکل است.

Easy is to make mistakes.
Difficult is to learn from them...

ایراد گیری از دیگران آسان است.
عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

Easy is to weep for a lost love.
Difficult is to take care of it so not to lose it.

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است.
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است.

Easy is to think about improving.
Difficult is to stop thinking it and put it into action...

فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است.

Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt...

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است.
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.

Easy is to receive
Difficult is to give

دریافت کردن آسان است.
اهدا کردن مشکل است.

Easy to read this
Difficult to follow

خوندن این متن آسان است .
ولی پیگیری آن مشکل است.

Easy is keep the friendship with words

Difficult is to keep it with meanings

حفظ دوستی با کلمات آسان است .
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است .

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:22 |

 خداوند آن اقيانوسي است كه در آن هستيد

شما دنيا هستيد

باگوان عزیز: وقتی می گویید که مایل هستید ما سطح آگاهی دنیا را ارتقا بدهیم، برای من معما می شود.
من احساس می کنم که نیاز دارم با تمام نیرو پاهای خودم را روی زمین محکم نگه دارم.
 و به نوعی "دنیا" را تماماٌ ازیاد می برم و از اینکه می توانم در سرور مست کننده و
رقص سکوت این حوزه ی بوداگون ناپدید شوم، خوشحال هستم. پس ما چه باید بکنیم تا این نگرش شما را ارضا کنیم؟

 پریم توریا، آنچه نیاز است برای ارتقای سطح بشریت انجام بدهی فقط این است که آگاهی خودت را تا اوج و تمامیت خودت ارتقا بدهی. نیازی نیست هیچ کار دیگری بکنی. پس هیچ معمایی وجود ندارد، ذهن تو این معما را می سازد. زیرا ذهن همیشه جدا کننده است و تقسیم می کند: تو و دنیا. و آنوقت مشکل برمی خیزد: اگر باید برای بالابردن سطح آگاهی دنیا انرژی بگذاری، پس خودت چی؟ آگاهی خود تو هنوز به پرواز درنیامده است.

ولی تاجایی که به من مربوط است و این را باید همگی به یاد بسپارید، این تنها سوال توریا نیست  شما دنیا هستید. جدایی وجود ندارد. لحظه ای که تو آگاهی خودت را بالاتر می بری، معرفت دنیا را بالاتر برده ای. اگر بتوانی به اشراق برسی، در ظرفیت توان خودت، آنچه را که برای ارتقای آگاهی دنیا ممکن بوده انجام داده ای. تلاش بیشتری لازم نیست. درواقع، تلاش بیشتر یک مانع خواهد بود. شما باید تماماٌ روی وجود خودتان و شکوفا شدن خود متمرکز باشید.

زندگی یک قانون مخفی دارد: درست مانند آب که تمایل دارد در سطح تعادل باقی بماندon level، آگاهی نیز می کوشد تا درتعادل بماند. اگر آگاهی یک نفر به اوجی والا برسد، به زودی بسیاری از مردم شاهد انفجارهایی در درونشان خواهند بود. همچنین واقعیتی شناخته شده وجود دارد که اگر به بیداری برسی، خود همان بیداری سبب ایجاد روندهای مشابه در اطرافت خواهد شد.

این ربطی به اعمال و کردار تو ندارد؛ فقط با بیدار بودن: ناگهان در تمام اطراف تو، خواب شروع می کند به ازبین رفتن. درست همانطور که وقتی نوری را به اتاقی تاریک می آوری: نمی پرسی که حالا چگونه تاریکی را ازبین ببریم؟ آیا فکر می کنی تلاشی اضافی لازم است؟ خود همان نور تاریکی را ازبین خواهد برد. نوری فراراه خویشتن شو، و در ظرفیت یک موجود انسانی، هرآنچه را که ممکن بوده برای ارتقای آگاهی تمام دنیا انجام داده ای.

کاملاٌ خوب است: تماماٌ مست شو؛ تمام مسرور باش و کاملاٌ ساکت باش، و چنان با شدت برقص که رقصنده ناپدید شود و فقط رقص باقی بماند.... با چنین شدت و چنین تمامیت، هزاران قلب ناگهان به رقص درخواهند آمد. شاید هرگز ندانند که منبع آن کیست، شاید هرگز ندانند که چه کسی این روند را ماشه چکانده... شاید هرگز ندانی که چند نفر را متحول ساخته ای. ولی این اهمیتی ندارد: مستی تو مستی هزاران نفر می شود، رقص تو بسیاری را به همان سرور غرقه خواهد کرد؛  ترانه ات روی لبان بسیاری جاری خواهد شد، و سکوت تو در هزاران قلب به ارتعاش درخواهد آمد. تو فقط خودت را تغییر بده.

باردیگر تکرار می کنم: شما دنیا هستید.

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:21 |
نحوه طرز تفکر دختر/پسر نسبت به پدرش در سنین مختلف

HOW A SON/DAUGHTER THINKS OF HIS/HER DAD AT DIFFERENT AGES:
نحوه طرز تفکر دختر/پسر نسبت به پدرش در سنین مختلف

At 4 Years
My daddy is great.
4 سالگی: پدرم فوق العاده است.

At 6 Years
My daddy knows everybody.
پدرم همه چیزو رو می دونه

At 10 Years
My daddy is good but is short tempered
پدرم خوبه ولی زود از کوره در میره

At 12 Years
My daddy was very nice to me when I was young.
وقتی که نو جوان بودم پدرم با من خیلی خوب بود

At 14 Years
My daddy is getting fastidious.
پدرم داره سخت گیر می شه

At 16 Years
My daddy is not in line with the current times.
این مواقع پدرم با من سازگار نیست

At 18 Years
My daddy is becoming increasingly cranky.
پدرم به شدت بد اخلاق شده

At 20 Years
Oh! Its becoming difficult to tolerate daddy. Wonder how Mother puts
up with him.
وای خیلی سخته که پدر رو تحمل کرد. تعجب می کنم که مامان چه جوری تحملش می کنه!

At 25 Years
Daddy is objecting to everything.
پدرم به همه چیز ایراد می گیره

At 30 Years
It's becoming difficult to manage my son. I was so scared of my father
when I was young.
کنترل پسرم داره برام مشکل می شه. من وقتی همسن پسرم بودم از پدرم حساب می بردم


At 40 Years
Daddy brought me up with so much discipline. Even I should do the same.
پدرم به من انضباط رو آموخت حتی که الان باید من همون کارو بکنم


At 45 Years
I am baffled as to how my daddy brought us up.
گیج شدم که پدرم چه طوری مارو تربیت می کرد

At 50 Years
My daddy faced so many hardships to bring us up. I am unable to manage
a single son.
پدرم واسه ما با مشکلات زیادی رو برو شد ولی من از پس یه بچه هم بر نمیام

At 55 Years
My daddy was so far sighted and planned so many things for us. He is
one of his kind and unique.
پدرم خیلی دور اندیش و برنامه ریز بود. او در نوع خودش بی نظیر بود.

At 60 Years
My daddy is great.
Thus, it took 56 years to complete the cycle and come back to the 1st stage.
Realise the true value of your parents before its too late]
پدرم عالیه.
بدین گونه چرخه 56 سالگی پدرم برگشت به سر جای اولش.
ارزش واقعی والدین رو قبل از اینکه خیلی دیر بشه رو قدرش رو بدونید

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:20 |

به اندازه فاصله زانو تا زمین!

روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:

" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"


استاد اندكي تامل كرد و گفت:

"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"

 

آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل

پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين

نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در

آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "

 

دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به

اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و

همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."

 

آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد

دو جوان لبخندي زد و گفت:

" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.

بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به

عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم

فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن

ايستاده است!"

 


عالم فروتن ...

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:20 |

سلامم به تمامی دلهای عتیقه خاک گرفته

به امید غبار روبی  دلهای عتیقه شما

آرزومند آرزوهایتان      ترنم

   

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب میسپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه

*****************

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 12:19 |

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1387/07/01 و ساعت 15:30 |
چطور ایمیل کار می‌کند

ایمیل سال‌هاست که به یکی از پرکاربردترین ابزار ارتباطی تبدیل شده و سهولت ارسال ایمیل با ارسال نامه از طريق پستی غیرقابل مقایسه است.
شايد تاريخچه اولين ايميل فرستاده شده در اينترنت به سال 1971 برگردد. وقتي كه فردي به نام «روی تاملینسون» (Roy Tomlinson) روشی برای فرستادن پیام از طریق اینترنت و تنها یک کامپیوتر پیدا کرد. او با استفاده از @ نام گیرنده ایمیل را مشخص می‌کرد.

اساساً ایمیل چیزی جز یک متن ساده نیست. گرچه سرویس‌های جدید امکان اضافه کردن پیوست(Attachment)های مختلف از عکس و فایل را می‌دهد ولی همچنان این نوشته‌ها هستند که ایمیل را تشکیل می‌دهند.

به ایمیل‌هایی که امروز دریافت کرده‌اید نگاهی بیندازید. حتماً نام سرویس دهنده‌های مختلف ایمیل را در انتهای نام فرستنده‌ها می‌بینید. این نام‌ چه یاهو باشد و چه هاتمیل و ای.او.ال، همگی چهار کار مشابه را انجام می‌دهند.

قسمتی از ایمیل‌های دریافتی را با موضوع ایمیل و نام فرستنده به شما نشان می‌دهد. به شما اجازه خواندن ایمیل ها را می‌دهد. اگر قصد فرستادن ایمیلی را دارید به شما اجازه انتخاب موضوع و نوشتن متن را می‌دهد و همچنین می‌توانید عکس و یا فایل دیگری را به ایمیل خود اضافه کنید.

برنامه‌هایی وجود دارند که بعضی کامپیوترها را به سرور تبدیل می‌کند. سرور‌های وب، سرور‌های FTP و سرور‌های ایمیل تعدادی از پر کاربردترین سرور‌ها هستند. این برنامه‌ها روی این کامپیوتر‌ها فعال هستند و به کامپیوتر‌هایی که به آنها متصل می‌شوتد سرويس می‌دهند.

ساده‌ترین نوع ایمیل‌ها به این صورت فعالییت می‌کنند که برای هر فردی یک آدرس ایمیل مشخص می‌کند. برای مثال name1@mail1.com یا name2@mail2.com و برای هر کدام یک فایل متن ایجاد می‌کند. برای مثال name1.txt یا name2.txt

حال اگر کسی بخواهد به این آدرس‌ها ایمیلی بزند باید ایمیل گیرنده را مشخص کند. وقتی روی ارسال کلیک می‌کند، سرور ایمیل آن شخص به سرور ایمیل یکی از این آدرس‌ها متصل می‌شود. سرور نیز متن ایمیل و موضوع و نام فرستنده را به صورت یک متن به فایل متن name1.txt یا name2.txt اضافه می‌کند. وقتی به سرور ایمیل خود متصل می‌شوید، این فایل متن برای شما فرستاده می‌شود و آن را به صورت لیستی از ایمیل‌ها و متن آن‌ها می‌بینید.

همان طور که دیدید این ساده‌ترین نوع کارکرد یک سرور ایمیل است. حال باید به یک مثال واقعی‌تر نگاه کنیم.

سرور‌های ایمیل از پروتكل‌هاي SMTP/Simple Mail Transfer Protocol و POP3 یا IMAP استفاده مي‌كنند.

برای مثال می‌خواهیم ایمیلی از آدرس name1@mail1.com به آدرس name2@mail2.com بفرستیم.

فرض کنید برای اتصال به سرور ایمیل از مرورگر (IE (Internet Explorer استفاده می‌کنیم.

• مرورگر به سرور SMTP ؛ name1@mail1.com متصل می‌شود و آدرس فرستنده و گیرنده و متن ایمیل را اعلام می‌کند.

• SMTP آدرس گیرنده را به دو قسمت نام (name2) و دامنه (mail2) تقسیم می‌کند. اگر دامنه گیرنده مشابه دامنه فرستنده باشد،SMTP ایمیل را به سرور POP3 می‌دهد - كه در مثال ما این طور نیست - و SMTP باید با سرور دامنه دیگر ارتباط برقرار کند.

• SMPT به سرور DNS: Domain Name Server متصل می‌شود. DNS قسمتی از اینترنت است که دربرگیرنده بانک اطلاعاتی از نام دامنه‌ها و آدرس IP آنهاست. برای تبدیل نام دامنه به آدرس IP آن‌ها به DNS نیاز داریم. به این ترتیب SMTP آدرس IP سرور mail2.com را دریافت می‌کند.

• SMTP آدرس name1@mail1.com ، را به SMTP آدرس name2@mail2.com می‌دهد. SMTP وقتی متوجه می‌شود ایمیل مربوط به دامنه خود است آن را به سرور POP3 می‌دهد.

اگر در این میان سرور SMTP با مشکلی مواجه شود، ایمیل فرستاده شده به لیست انتظاری اضافه می‌شود. معمولاً SMTPها از برنامه‌ای به نام Sendmail استفاده می‌کنند.

به همین دلیل لیست انتظار SendmailQueue نام دارد. این برنامه مرنباً ایمیل را برای سرور می‌فرستد. اگر بعد از مدت معینی ایمیل به مقصد نرسد شما را از نرسیدن ایمیل مطلع می‌سازد و آن را از لیست انتظار خارج می‌کند.

در این بین سرور POP3 وظیفه دریافت ایمیل‌ها را دارد و در نگاهی ساده به کار نوعی از این سرورها، ایمیل دریافتی به فایل متنی که POP3 برای شما ایجاد کرده اضافه می‌شود. برای مشاهده ایمیل‌ها تنها کافی است که فایل مخصوص خود را از POP3 دریافت کنید.

ولی کار POP3 در مقایسه با آن چیزی که همه از یک سرورس ایمیل انتظار دارند، کمی متفاوت است. وقتی از POP3 استفاده می‌کنید، هربار که ایمیلی را باز می‌کنید، این ایمیل از فایل متن مخصوص شما حذف می‌شود. تفاوت بین POP3 و IMAP در همین است.

وقتی از IMAP در خواست مشاهده ایمیل‌های خود را می‌کنید، فایل‌ها مستقیماً از روی بانک اطلاعاتی سرور به شما نشان داده می‌شود. ولی POP3 هر بار که به آن متصل می‌شوید تمام ایمیل‌های شما را به صورت یک فایل به کامپیوترتان می‌فرستد و اطلاعات فایل را پاک می‌کند و امکان چک کردن ایمیل‌های خود از چند کامپیوتر متفاوت را به شما نمی‌دهد. با IMAP این مشکل کاملاً حل شده است.

با استفاده از نرم افزارهای ایمیل مثل Microsoft Outlook می‌توانید از قابلیت POP3 هم استفاده کنید. هربار که به اینترنت متصل می‌شوید این برنامه‌ها تمام اطلاعات ایمیل شما را روی کامپیوترتان می‌ریزد.

به این ترتیب وقتی که به اینترنت متصل نیستید می‌توانید ایمیل‌هایی را که آخرین بار از سرور دریافت کرده‌اید را بخوانید و یا حتی ایمیلی بنویسید و بار دیگر که به اینترنت متصل می‌شوید آن را ارسال کنید.

شما می‌توانید فایل‌هایی را به ایمیل خود الصاق کنید. می‌توانید آنها را از ایمیل‌های دریافتی روی کامپیوتر خود بریزید.

ولی اگر ایمیل‌ها به صورتی که شرح دادیم؛ یعنی ذخیره ایمیل‌ها به صورت یک فایل متن؛ کار کند، برای ارسال فایل به همراه ایمیل به مشکل برمی‌خوریم.

به همین دلیل در اولین سال‌های کار ایمیل‌ها برنامه‌ای به نام uuencode وجود داشت که اطلاعات فایل‌ها را به صورت باینری (رقمي) در می‌آورد و شما هر بار که فایلی همراه ایمیل خود دریافت می‌کردید مجبور به دادن این کدها به uuencode می‌شدید.

در حال حاضر اساس کلی ارسال فایل همراه ایمیل به همین ترتیب است. ولی این کدسازی و کد خوانی به صورت اتوماتیک توسط سرور ایمیل انجام می‌شود و شما فقط فایل را اضافه و گیرنده آن را به همان شکل فایل اصلی دریافت می‌کند.

به گزارش پروژه‌‌ای به نام American Life نود ويك درصد استفاده کننده‌های اینترنت در مارس سال 2007 برای دسترسی به ایمیل خود از اینترنت استفاده کرده‌اند.

این گزارش همچنین می‌گوید که ۵۶ درصد استفاده کننده‌ها از سرویس ایمیل، این کار را به عنوان یک فعالیت روزمره انجام داده‌ان
+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1387/07/01 و ساعت 15:26 |
جديدترين جوک ها و پيامک ها
 

 
 
آموزش زبان مشهدی
آموزش زبون مشهدي : يک فعل 4 منظوره در لهجه مشهدي : 1-موبوروم ؛ من برم . 2- موبوروم ؛ ميبوررم (يهني قيچي کردن). 3- موبوروم ؛ ميبرم. 4- موبوروم ؛ من برنده ميشم ..
 
کبریت سوخته
غضنفر ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! غضنفر ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد.

فوتبال خانم ها
دليل پيشرفت نكردن فوتبال خانوم ها : 1) عمرا 11 تا خانوم توي زمين مث هم لباس بپوشن 2) عمرا توي بازي بعدي هم همون لباسا رو دوباره بپوشن !


گلی
غضنفر ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ غضنفر ميگه: مرسي سلام ميرسونه ..

بستن لامپ
از غضنفر می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند.

تعریف مادر زن
تعريف مادر زن: . مادر زن اسلحه اي است انفرادي . که با عيال حمل ميشود . وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده . وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد . مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند . طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. . تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده . و برد موثر آن، انتقال داماد به بيمارستان . و برد نهايي آن انتقال داماد به گورستان ميباشد.

نامزدش
از غضنفر مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا آخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه آخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه..

پاک کن
زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس �پاک کن� بگویید: مالش بر دانش!

قبرکن
غضنفر قبر کن بوده، یه روز داشته یه مرده را خاک می کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از یکی دو دقیقه غضنفر داد می زنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش..

اگر آب نبود
به غضنفر ميگن اگه آب نبود چي مي شد؟ ميگه شنا ياد نمي گرفتيم در نتيجه همه خفه ميشديم
+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1387/07/01 و ساعت 15:25 |

آخرین تحقیقات در مورد کراک 


انهدام سیستم شبه افیونی و سیستم ایمنی بدن



بارزترین تخریب و آسیب مصرف مواد مخدر در برهم زدن تعادل فیزیولو‍‍‍‍‍ژی جسم ، از كار انداختن سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی و مخدرهای طبیعی بدن می باشد. این تخریب منحصر به مواد مخدركه فراورده های گیاه خشخاش محسوب می شوند ( تریاك ، شیره تریاك و هرویین ) نیست ، بلكه كلیه مواد مخدر از هر نوعی را در بر می گیرد .

 

خانواده كانابیس شامل حشیش ، بنگ ، گرس ، ماری جوانا ، چرس و غیره ؛ مخدرهای شیمیایی مانند ال اس دی ، آیس ، شیشه یا كریستال ، اكستازی ، كرك ، قرص های روان گردان ، شامل كلیه آرامبخش ها ، ضد افسردگی ها ، خواب آورها ، ضد درد های مخدر و غیر مخدر و حتی الكل ، مستقیماً بر روی سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی و مخدرهای طبیعی اثر می گذارد .

سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی جسم ، طیف وسیعی از واسطه های شیمیایی را تولید می كند كه به مراتب قوی تر از قوی ترین مواد مخدر می باشند نظیر دینورفین كه 200 برابر مرفین ، اندورفین 70 تا 80 برابر و اپیورفین موجود در بذاق دهان 6 برابر مرفین خالص ، قدرت تخدیر و تسكین دارند.


در این میان ، كرك از نقطه نظر تخریب سیستم های درونی ، یکی از مخرب ترین مواد مخدر شناخته می شود چرا كه پس از گذشت سه یا چهار  سال از ظهور این ماده مخرب و ویرانگر ، اثرات و تخریب های آن بر روی مصرف كنندگان آن حكایت از قدرت تخریب وحشتناكی می كند كه تا كنون بی سابقه بوده است. عفونت های شدید در اكثر بخش های بدن نظیر ریه ، سیستم گوارش ، دستگاه تناسلی ، عفونت های پوستی ، از جمله این تخریب ها می باشد.


نتایج بررسی ها نشان می دهد كرك یك ماده اسیدی قوی می باشد و به دلیل بالا بودن میزان اسید آن ، كه قطعاً برای بالا بردن قدرت نشئگی و سریع الاثر بودن در ساخت آن به كار رفته است ، چنین تخریبی از خود به جای می گذارد.


از آنجایی كه هرویین به عنوان ماده اولیه و پایه در ساخت كرك مورد استفاده قرار می گیرد و خود یك ماده اسیدی قدرتمند می باشد و در تهیه كرك اسیدهایی  همچون آمونیاك و اسیدهای دست ساز دیگر و قرص های روان گردان  ، معجون مخرب و ویرانگری را به وجود آورده است كه دیگر نمی توان نام ماده مخدر به آن اطلاق كرد و بهتر است در یك كلمه آن را ماده مخرب نامید.


تحقیقات نشان می دهد آن چه كه كرك را از بقیه مواد مخدر متمایز می كند این است كه این ماده علاوه بر انهدام سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی و مخدرهای طبیعی بدن ، روی سیستم ایمنی و دفاعی جسم نیز اثر گذاشته و آن را به شدت تضعیف می كند. اختلال در ساختار خونی ، اثر گذاری بر روی پلاكت های خون و تضعیف گلبول های سفید از جمله این تخریب ها می باشد.


بسیار شنیده می شود كه در بدن مصرف كنندگان كرك ، كرم مشاهده شده است و یا اینکه عضلات بدن آنها در فعالیت های شدید از هم جدا می شود ، كه به اثبات نرسیده  است. اما در مصرف کنندگانی که کرک را به صورت تزریق استفاده می کنند عفونت های بسیار شدید مشاهده شده است.


  



ترکیبات کرک :

 

به نظر می رسد ترکیباتی که در ساخت ماده کرک مورد استفاده قرار می گیرد از فرمول ثابتی برخوردار نیست و سازندگان آن از مواد گوناگونی استفاده می کنند . هرویین به عنوان ماده اولیه و پایه در تمامی آن ها وجود دارد . در فضایی که کرک مصرف شده باشد تلخی خاصی را می توان در تنفس آن هوا احساس کرد که نشان دهنده وجود هرویین است.

 

 بعضی از مصرف کنندگان کرک می گویند تا مدتی پیش در هنگام مصرف کرک بوی ترشی خاصی که ممکن است ناشی از وجود آمونیاک بوده ، احساس می شده است. بعضی دیگر می گویند اخیراً از ترکیبات اسیدی قوی که در ساخت پاک کننده های مجاری فاضلاب مانند ( چنته ) به کار می رود ، در تهیه کرک نیز استفاده می شود ، عده ای دیگر معتقدند در ساخت کرک از ترکیبات توهم زای مت آمفتامین نیز استفاده می شود. به هرحال هرچه باشد در ساخت این ماده از هرویین و مواد اسیدی و داروهای روان گردان به میزان زیاد استفاده می شود. لازم به ذکر است که کرک تولید شده در آمریکای لاتین و جنوبی از ترکیب کوکایین به عنوان ماده اصلی و مواد دیگر ساخته می شود.

 

درمان قطعی اعتیاد به کرک :

 

 اعتیاد به کرک با وجود تخریب های زیاد آن به طور کامل قابل درمان است و تاکنون تعداد زیادی از مصرف کنندگان کرک توانسته اند اعتیاد خود را به کرک درمان کنند و مدت رهایی آن ها بعضاً بالای یک سال است و حتی به درجه کمک راهنمایی و استادی نیز رسیده اند.

 

بهترین دارو برای درمان اعتیاد به کرک ، تریاک است.

آحاد مردم با شنیدن واژه تریاک اولین چیزی که در ذهن آن ها تداعی می شود این است که تریاک یک ماده مخدر و ویرانگر است . بله این یک روی سکه است . تریاک هم زهر است و هم پادزهر . تریاک در سوءمصرف ویرانگر است و اگر در دست حکیم حاذق باشد قویترین داروی شفابخشی است که تاکنون بشر به خود دیده است . تریاک قدرتی شگفت انگیز در درمان اعتیاد دارد.

 


 به مصرف کنندگان کرک گفته می شود که مصرف کرک خود را بلافاصله و به طور کامل قطع کنند و مصرف تریاک به میزان 300 میلی گرم در روز در 3 نوبت به صورت خوراکی همانند یک دارو شروع کنند و بعد از گذشت 3 روز مصرف تریاک به 600 میلی گرم در روز افزایش می یابد و سپس در پله های 21 روزه تا سقف 900 میلی گرم افزایش می یابد و از آن پس کاهش تدریجی و پله ای یا تیپر آن آغاز می شود و در ادامه به صفر می رسد.

 

 این پروسه 11 ماه زمان می خواهد و در این مدت ساختارهای جسمی مصرف کننده با کمک تریاک فرصت بازسازی خود را دارند و به تعادل می رسند. با توجه به اینکه تریاک یک پادزهر قوی و دارای قدرتمند ترین آلکالوییدهای دارویی به صورت طبیعی و غیر شیمیایی نظیر مرفین ، کدئین ، نارسئین ، کتامین ، پاپاورین و غیره  می باشد ، بهترین دارو برای پوشش عوارض ناشی از مصرف کرک می باشد. مصرف تریاک به صورت دارو و طبق برنامه ریزی دقیق در مدت 11 ماه و تیپر آن ، هم سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی و مخدرهای طبیعی بدن را راه اندازی می کند و هم سیستم ایمنی بدن که توسط کرک به شدت تضعیف شده است را تقویت نموده و بهترین شرایط را برای بازسازی ساختارهای تخریب شده ، فراهم می کند.

 

 

رفرنس : اطلاعات و تجربیات مصرف کنندگان کرک

 

+ نوشته شده توسط منا در دوشنبه 1387/07/01 و ساعت 15:24 |


Powered By
BLOGFA.COM